ميرزا حسن حسينى فسايى
176
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
قصبهء كورهء قباد « 1 » است از بلوك شولستان و قريهء باشت « 2 » و صحراى ليشتر « 3 » گذشته شهر ارجان را تسخير نموده ، به دادن مال المسالمه ، اهالى آن را امان داد . پس با لشكر عرب از بلوك زيدون « 4 » و ناحيه ليراوى « 5 » كه در ساحل درياى فارس است به قصد شهر جنابه يعنى گناوه « 6 » و شهر ريشهر « 7 » كه در اين زمان هر دو از بلوك دشتستان فارس است گذشته ، شهر گناوه كه بندر معمورى بود محاصره نمود و به اندك وقتى مسخر داشت و چندين هزار اوقيه « 8 » طلا و نقره به مال المسالمه از اهل گناوه بازيافت نمود و به قصد تسخير شهر ريشهر روانه گرديد . در بعضى از تواريخ نوشتهاند چون عثمان بن ابى العاص شهر توج را بگشود شهرك نام مرزبان فارس به جانب شهر ريشهر گريخت و سپاه انبوهى در گرد خود حاضر داشت و عثمان برادر خود « حكم » را براى تسخير شهر ريشهر روانه داشت پس جنگ سختى ميانه عرب و عجم درافتاد و عجم شكست يافت و شهرك مرزبان كشته گشت و شهر ريشهر را مسخر داشتند « 9 » و در اين وقت لشكر لارستان و فال و قير و كارزين « 10 » و فومستان در شهر جهرم اجتماع داشتند و عثمان بن ابى العاص ثقفى به قصد شكست لشكر عجم و تسخير جهرم از بلوك دشتستان و دشتى و درگاه گذشته قصبهء خنج و قصبه افزر « 11 » و شهر كارزين را مسخر داشت و مال - المسالمه گرفت و لشكر عجم از جهرم به جانب كارزين سپاه عرب را استقبال نموده ، شكست
--> ( 1 ) . كوره قبادخوره ، ارجان : در ابتدا قبادين فيروز پدر كسرى انوشيروان بنا كرد و شهرى بود بزرگ با نواحى بسيار اما به روزگار فتور و استيلاء ملحدان اباد هم اللّه خراب گشت . . . جلاجان و نيو و دير از اعمال ارجان است و هوا و آب و احوال آن همچنان است كه ارجان . ) ( فارسنامه ، ابن بلخى ، ص 148 ) . ( 2 ) . ر ك : فارسنامه ، ابن بلخى ، ص 160 و ص 153 - آثار شهرهاى باستانى خليج . . . ر ك : همين كتاب فارسنامه - ناصرى ، بلوكات فارس از ناحيه باوى كوهگيلويه . ( 3 ) . ( ليشتر : شهركى است با هواى درست و بسيار كشت و از وى فندق خيزد ( و از شهرهاى ناحيت جبال است ) . ( حدود العالم ، ص 141 ) ، و ر ك : همين كتاب ، بلوكات فارس از ناحيه باوى كوهگيلويه . ( 4 ) . ر ك : فارسنامه ناصرى ، ناحيه زيدون كهكيلويه : بلوكات فارس ، ناحيه زيدون - كوه مره و ليراوى . ( 5 ) . در متن : ( ليرادى ) . يكى از طوايف كوهگيلويه فارس . ليراوى به دو دسته : ليراوى كوه و ليراوى دشت تقسيم مىشود . ( فرهنگ معين ، جلد 6 ، ص 1851 ) ، و ر ك : همين كتاب بلوكات فارس - ناحيه زيدون - ليراوى . ( 6 ) . ( شهركى است بر كنار دريا و آن را به پارسى گنفه ( گناوه - جنابا ) خوانند يعنى آبگنده و شهرى كه نامش آبگنده باشد صفت ناخوشى و گندگى هست و آب آن به شرح محتاج نشود و هيچ نخيزد از آنجا كه باز توان گفت ) . ( فارسنامه ابن بلخى ، ص 149 ) . ( 7 ) . شهركى است بر كنار دريا نزديك قلعه امير فرامرز بن هداب هواى آن گرمسيرى است بغايت . . . سرحد است ميان ارجان و خوزستان . . . ( فارسنامه ، ابن بلخى ، ص 149 ) . و ( ر ك : ص 137 تا 203 آثار شهرهاى باستانى سواحل و جزاير خليج فارس ، اقتدارى ) . ( 8 ) . مقياسى است براى وزن و آن برابر با 12 / 1 رطل ، 5 ر 7 مثقال ، 40 درم خالص ، ج : اواقى . ( 9 ) . ر ك : فارسنامه ، ابن بلخى ، ص 114 . ( 10 ) . ر ك : فارسنامه ، ابن بلخى ، ص 135 ، 140 ، 152 ، 164 . ( 11 ) . از بلوك قير و كارزين . ر ك : بلوكات فارس در همين كتاب . در آثار العجم آمده است : ( قلعه شهريارى در گرمسير است ما بين بلوك خنج و بلوك افزر ) . ( ص 415 ، چاپ دوم ، 1354 ، بمبئى ) ، و ( اقليم پارس ، مصطفوى ، ص 358 ) ر ك : فارسنامه ناصرى ، بلوك افزر بخش بلوكات فارس .